دیدگاه هاي نظري حاکم بر سیستم مدیریت جامع پسماند

Technology
مدیریت جامع پسماند (IWM) این چنین تعریف میشود: سیستمی که جریان پسماند، جمع آوري پسماند و روشهاي پردازش و دفع پسماند را در تعامل با یکدیگر مدیریت میکند، به نحوي که اهداف محیط زیستی، اقتصادي و اجتماعی مطلوب در یک منطقه مشخص به دست آید.

مدیریت جامع پسماند (IWM) این چنین تعریف میشود: سیستمی که جریان پسماند، جمع آوري پسماند و روشهاي پردازش و دفع پسماند را در تعامل با یکدیگر مدیریت میکند، به نحوي که اهداف محیط زیستی، اقتصادي و اجتماعی مطلوب در یک منطقه مشخص به دست آید. همانطور که در بخش پیشین گفته شد، مدیریت پایدار پسماند باید از لحاظ محیط زیستی مؤثر، از لحاظ اقتصادي مقرون به صرفه و از لحاظ اجتماعی مقبول باشد. در بیان روشنتر باید کارایی محیط زیستی، صرفهي اقتصادي و مقبولیت اجتماعی لازم را داشته باشد، علاوه بر این بر اساس دیدگاه اندیشمندان مؤثرترین ویژگیهاي اصلی یک سیستم مدیریت پسماند پایدار عبارت است از: 

- جامعیت سیستم: سیستم باید همه نوع مواد و از هر منبعی را پوشش دهد.

- بازار محوري: هر ایدهاي که در مورد پردازش و بازیابی مواد ارائه میشود، باید بازار محصولات اینفرآیندها را در نظر بگیرد.

- انعطافپذیري: یک سیستم مؤثر باید در طراحی، انطباق و اجرا انعطافپذیري کافی داشته باشد تا در طول زمان و در شرایط مختلف کارایی خود را از دست ندهد.

- مقیاس: لزوم یکنواختی کمیت و کیفیت مواد بازیافتی، کمپوست یا انرژي، لزوم استفاده از گزینههاي متعدد مدیریتی و مزایاي اقتصادي، همگی دلیلی بر ترجیح مقیاسهاي بزرگتر و منطقهاي است.

- مقبولیت اجتماعی: براي اجراي مؤثر یک سیستم مدیریت پسماند مشارکت عمومی امري ضروري است. مردم باید نقش خود را در سیستم به خوبی بدانند و با آن همکاري کنند.

 

پیاده سازي سیستم مدیریت جامع پسماند

فرآیندهاي درون یک سیستم مدیریت جامع پسماند (جمعآوري، انتقال، دفع و پردازش، بازیافت) در ارتباط کامل با یکدیگر هستند؛ بنابراین لازم است نسبت به کل سیستم مدیریت پسماند نگاهی جامع داشته باشیم؛ و از سوي دیگر در این رویکرد جامع سه مزیت عمده وجود خواهد داشت:

۱- این رویکرد تصویري کلی نسبت به فرآیند مدیریت پسماند به ما میدهد. داشتن چنین دیدي براي برنامهریزي استراتژیک ضروري است.

۲- از لحاظ محیط زیستی، تمام سیستمهاي مدیریت پسماند بخشی از اکوسیستم جهانی هستند. تنها با نگاهی جامع به فشارهاي وارد بر کل این سیستم جهانی است که میتوان مطمئن شد کاهش این فشارها در یک منطقه به افزایش فشارها در مناطق دیگر منجر نخواهد شد.

۳- از لحاظ اقتصادي، امکان نگاهی جامع به کل سیستم، از لحاظ بازده اقتصادي و ارزیابی آن به دست می آورد.

بنابراین رسیدن به یک سیستم جامع مدیریت پسماند نیازمند تغییراتی عمده در وضعیت کنونی است. هدف یک سیستم جامع رسیدن به پایداري اقتصادي و محیط زیستی به صورت هم زمان است. هر کدام از اجزاي سیستم در تعامل با سایر اجزاست و به نظر میرسد طراحی دوباره کل سیستم گزینهي بهتري نسبت به اعمال تغییرات جزئی در سیستم قدیمی باشد.

 

مدیریت جامع پسماند در کشورهاي در حال توسعه (شهري)

یکی از مهمترین مسائل زیست محیطی کشورهاي در حال توسعه مدیریت پسماند شهري است. معضل مربوط به پسماند به دلیل رشد سریع جمعیت و گسترش شهرنشینی در اکثر نقاط آسیا، آمریکاي لاتین و آفریقا بیش از گذشته موجب نگرانیهاي مختلف شده است. اگرچه ماهیت مسائل مدیریت پسماند شهري در کشورهاي در حال توسعه تا حدود زیادي مشابه کشورهاي صنعتی است، ولی شرایط خاص فرهنگی، اعتقادي، اقتصادي، محیطی و اقلیمی این کشورها باعث تفاوتهایی و شاید مشکلاتی در اداره این سیستمها گردیده است.

رشد سریع شهرنشینی و عدم برنامهریزي صحیح و اصولی در ایجاد زیرساختهاي شهري باعث شده تا کمبودهاي جدي و اساسی در ارائه خدمات شهري قابل قبول مانند مدیریت پسماند در این کشورها به وجود آید. پراکندگی پسماندهاي خانگی در کوچه، خیابان و معابر عمومی، ضعف در مکانیزه جمعآوري و در نتیجه تلنبار شدن مواد زائد و آلودگیهاي ناشی از آن، فقدان بهرهگیري از دفع بهداشتی، با مسائل زیست محیطی و بهداشتی گوناگون که تهدید کننده سلامت جامعه است، مواجه شدهاند؛ لذا عدم کفایت سیستم جمعآوري و دفع پسماندها از مهمترین عوامل اصلی در توسعهي بیماريهاي خطرناك در این شهرها است. شواهد عینی و نتایج مطالعات نشان میدهد که مهمترین مسائلی که در ارتباط با مدیریت مواد زائد جامد در کشورهاي در حال توسعه وجود دارد عبارتند از:

- عدم تناسب ظرفیت سیستم جمعآوري مواد زائد با جمعیت زیر پوشش سیستم؛

- عدم بازدهی کافی سرویس خدمات شهري و مدیریت مواد زائد شهري؛

- محدودیت در به کارگیري بخشهاي رسمی و غیررسمی در فعالیتهاي بازیافت مواد؛

- مشکلات ویژه در ارتباط با دفع نهایی پسماند؛

- مشکلات مربوط به جمعآوري و دفع پسماند خطرناك شهري.

بررسی پسماند تولیدي در کشورهاي در حال توسعه نشان گر آن است که سهم عمده اي از ترکیبات زائد جامد شهري را ترکیبات آلی تشکیل میدهد به گونهاي که میزان تولید این نوع از زائدات در این کشورها رقمی ما بین 45 تا 85 درصد از کل زائدات جامد تولیدي را شامل میگردد. این در حالی است که این میزان در کشورهاي توسعه یافته تنها 25 تا 45 درصد از کل زباله تولیدي آنها را تشکیل میدهد و این ارقام بیانگر افزایش فرهنگ مصرفگرایی در کشورهاي در حال توسعه است (ضعف تفکیک زباله در مبدأ)، که این تولیدات در تعامل ضعف فنآوري، تکنولوژي و شیوههاي کارآمد سایر فرآیند مدیریت پسماند (حمل، پردازش و بازیافت) موجبات مشکلات مدیریتی و پیامدهاي زیست محیطی ناشی از آن شده است.

مطالب مشابه که شاید علاقمند باشید مطالعه کنید

آرشیو

;